تبليغاتX
.: سیاست و جامعه :.

فصل دوّم

روشنفکران حرفه ای- دیوانسالار: طبقۀ جدید

 

ساختار طبقاتی ایرانی- اسلامی طی قرنها در قالب الگوی باثبات روابط متقابل و نامتوازن در هم تنیده است. به رغم شکستهای گهگاهی الگوهای قدرت فردی و گروهی، طبقات بر اساس پیوند بادوامی از تنش توازن یافته با هم تعامل داشتند. امّا با آغاز قرن بیستم، پیشروان طبقه ای جدید فرصت یافته در صحنه اجتماعی ظاهر شدند. طی جنبش مشروطیت، تعدادی از شخصیتها به ظهور رسیدند که نمایندۀ ارزشهایی جدید بودند. این اشخاص به آموزش مدرن خویش (که در آن زمان آموزش خارجی بود) مباهات می کردند، بر اهدافی لیبرال تاکید داشتند، وخواستار اصلاحاتی رادیکال بودند.اگرچه این صداها به سرعت خفه شد، بنیانگذاران سلسلۀ بعدی، رضا شاه پهلوی (41-1925)، دانه هایی را کاشتند که بعداً شکوفه داد و به شکلی غیر منتظره طبقه ای به بار آورد. در اواسط دهۀ 1940 و اوایل دهۀ 1950، این طبقه به خوبی شکل گرفته بود که به صورت نیروی مهم و انفجاریِ جدیدی در نظام طبقاتی ایران درآید.


ادامه مطلب
Posted by علی مرشدی زاد @ 8:19 |
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
 

آه ای شکسته در جهانی که خود آفریدی
به تعداد مخلوقاتت
ریز و درشت
همچون تکه های آیینه ای که ما تصاویر کج و معوج خود را در آنها می بینیم
و خویشتن خویش را تو می پنداریم
راستی تو کیستی؟
مرا به خویش راه بده

Posted by علی مرشدی زاد @ 22:32 |
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386

زندگی، آثار و دیدگاههای محمّد نقیب العطّاس
علی مرشدی زاد


سیّد محمّد النقیب بن علی بن عبدالله بن محسن العطّاس (متولّد 5 سپتامبر 1931) فیلسوف مسلمان و متفکّر برجستۀ کشور مالزی است. وی از جمله متفکّران معاصری است که اندیشه هایش در علوم اسلامی سنّتی ریشه دارد و در رشته های الهیات، فلسفه، متافیزیک، تاریخ و ادبیات دارای مطالعه و نظر است. وی پیشتاز ایدۀ اسلامی کردن علوم محسوب می شود. عطّاس در فلسفه و روش شناسی خود یک هدف را دنبال می کند: اسلامی کردن ذهن، بدن و روح و تاثیرات آن بر زندگی فردی و جمعی مسلمانان و دیگران از جمله تاثیرات آن بر محیط معنوی و مادی غیر انسانی. وی نویسندۀ بیست و هفت کتاب در باب جنبه های مختلف اندیشه و تمدّن اسلامی، مخصوصاً در بارۀ تصوّف، گیتی شناسی، متافیزیک، فلسفه، و زبان و ادبیات مالایی است. 


ادامه مطلب
Posted by علی مرشدی زاد @ 8:13 |
شنبه هشتم اردیبهشت 1386
3. نظریات اقتصادی انقلابها

استن تیلور

*از کتاب علوم اجتماعی و انقلابها (این کتاب قرار است از سوی دانشگاه شاهد انتشار یابد)


در آثار بسیاری از متفکّران بزرگ قرن نوزدهم اقتصاد و سیاست در قالب اقتصاد سیاسی با هم ترکیب یافته اند. امّا در واپسین بخش این دوره، مطالعۀ رفتار اقتصادی عمدتاً از مطالعۀ رفتار اجتماعی و سیاسی جدا شد، و در بخش نخست قرن حاضر [بیستم] اقتصاد در انزوا از دیگر علوم اجتماعی رشد کرد. اقتصاددانان در قالب تحلیل انتخاب عقلانی به تحلیل رفتار اقتصادی روی آوردند: آنها مجموعۀ پیش فرضهایی را مشخّص ساختند که فرد یا کنشگرانی جمعی را مخیّر می ساخت که بر اساس به حداکثر رساندن فایده مندی ها بدیلهایی را برگزینند، و فرضیه هایی منطقی را استخراج می کرد که بتوانند به تبیین گزینه های موجود میان بسته های کالا و خدمات بپردازند. جامعه شناسان و عالمان سیاسی و نیز برخی از اقتصاددانان اعتقاد داشتند که پیش فرضهای لازم برای اثبات عقلانیت فرد در زندگی اجتماعی و سیاسی به اندازۀ پیش فرضهای موجود در زمینۀ انتخابهای میان بسته های کالا و خدمات مناسبت ندارند. شومپیتر  بنیان این تاکید را چنین بیان می دارد که در حالی که عقلانیت نقشی در زندگی اقتصادی ایفا می کند، «شهروندِ نوعی به محض اینکه وارد قلمروی سیاسی می شود به حضیض عملکرد عقلی فرو می غلتد. وی به گونه ای به استدلال و تحلیل می پردازد که گویی تشخیص وی به اندازه کودکی است که باید منافع واقعیِ خود را تشخیص دهد. او بار دیگر تبدیل به انسانی بدوی می شود. تفکّرش وابسته یا احساسی می شود». با در نظر گرفتن این مطلب، اعتقاد بر این بود که تبیین رفتار سیاسی در قلمروهای نظریه پردازی جامعه شناسانه و روانشناسانه قرار می گیرد، و این دیدگاهها بیشتر تحقیقات را نسبت به چنین رفتاری، بویژه رفتار رأی دهی در دموکراسی های لیبرال آگاه کرد. به رفتار رأی دهی به شکلهای مختلفی در قالب واکنشهایی در مقابل هنجارهای گروههای اوّلیه و ثانویه  یا منعکس کنندۀ پیوندهای احساسی میان رأی دهندگان و احزاب نگریسته شده است.  هیچکدام از این تبیینها تصویری دلنشین از انتخاب کنندگان یا دموکراسی در عمل ارائه نمی دادند؛ تصمیم گیریهای حکومتها نه بر اساس انتخابهای اکثریت، بلکه بر پایۀ آراء متّحد و بلوکی گروهها یا موفّقیت احزاب در ایجاد انگاره هایی مطلوب در ذهن رأی دهندگان صورت می گرفت. این مطلب دلالت بر این داشت که حکومت دموکراتیک بسیار از معیارهای مورد انتظار نظریه پردازانی مانند میل  که طرفدار استفاده از این نوع نظام بود دور افتاده است، و این امر به منبع نگرانی برخی از عالمان اجتماعی بدل شد. این دانشمندان در بارۀ این احتمال که نظریات جامعه شناسانه و روانشناسانه در باب رأی دهی اشتباه باشد، و اینکه آیا رأی دهندگان می توانند به صورت کنشگرانی عقلانی رفتار کنند، به بررسی پرداختند. بدین ترتیب، دانز  ، در پژوهشی پیشگامانه، نشان داد که چگونه مدل منطقیِ اقتصادیِ مصرف کنندگانی که به انتخاب عقلانی می پردازند در مورد تحلیل رفتار انتخاباتی به گونه ای سازگار با ویژگیهای شناخته شدۀ رأی دهندگانی که پیش از این در تعارض با انتخاب عقلانی شناخته می شدند، کاربرد دارد. دیگرانی همچون اولسون،  هم در حوزۀ رأی دهی و هم در قلمروهای دیگر انتخابهای سیاسی از جمله انقلابها این اثر را گسترش دادند.


ادامه مطلب
Posted by علی مرشدی زاد @ 20:15 |