تبليغاتX
.: سیاست و جامعه :.
این ترانه را در وبلاگ آونگ که نویسنده آن خانم مینو صابری از شاعران معاصر است یافتم و حیفم آمد به آن لینک ندهم. برای شنیدن اینجا را کلیک کنید
Posted by علی مرشدی زاد @ 12:40 |
فرهنگ ،هويت و پروژه مردم شناسي جهان وطن
آدام كوپر
منبع :Man (New Series)29(1994):537-554

     گرايش محتاطانه در مردم شناسي فرهنگي امريكايي وجوددارد كه عناصر برنامه پست مدرنيستي را با راديكاليسم سياسي تركيب سازند. اگر چه برخي با اصرار بر اينكه هيچ چيزي رابا اطمينان نمي‌توان دانست و مطمئناًمردم شناسان فاقد مرجعيتي مستقل هستند، مدعي شده‌اند كه صداهاي اصل - و مرجّح - بومي‌اي را مي‌توان شناسايي كرد كه احساسات و آمال خالصانه مردم راتشكيل مي‌دهند.اين پيش‌فرض راه را بر چالشي آشكار مي‌گشايد: اگر اين مطلب صحيح باشد، در اين صورت تنها يك بومي مي‌تواند از بومي سخن بگويد. مردم‌شناس خارجي تنها يك مفسّر و واسطه خواهد بود. با قرار گرفتن مطالعات قومي در مركز برنامه مردم‌شناسانه، اين فرضها بايد به صورت اضطراري مورد پرسش قرار گيرند. اين امر نيازمند ارزيابي مجدّد ماهيّت و مقصود مردم‌شناسي است.


ادامه مطلب
Posted by علی مرشدی زاد @ 21:54 |
کویری
جمعه ششم مهر 1386

 

من از دیار کویرم ز دیر آتش و خاک

ز آب بادۀ گلگون رسیده تا افلاک

 

من از دیار کویری از آسمان لبریز

که ماه و مهر و ستاره اش نشسته بر فتراک

 

دلی ز کینه تهی دارم و همینم بس

ز خاک پاک کویرم، کویر بی پژواک

 

کویر تشنۀ باران، کویر تشنۀ یم

کز اشتیاق نمی کرده جامه را صد چاک

 

کویر صبر و قناعت، کویر بیم و امید

کویر بیم نرستن، کویر بیم هلاک

 

من از دیار کویرم، کویریِ تنها

مقیم وادی غربت، فتاده ام به مغاک

 

 

Posted by علی مرشدی زاد @ 8:44 |
مردم چشم
پنجشنبه پنجم مهر 1386

 

مهربانی تو از مردم چشمت پیداست

مردم چشم تو سربسته بگویم غوغاست

 

دل که سرگشتۀ وادی تولّوا ها بود

اینکش گوشۀ ابروی کمانت سکناست

 

صبح دولت که همی گوید و می جوید خلق

غمزۀ چشم تو و آن قمر بی همتاست

 

هر کسی دست طلب سوی کسی دارد باز

دست من باز بر آن طاق دو ابروی دوتاست

 

چشم تو دانه منم صید و دو ابروی تو دام

ای خوش آن صید ضعیفی که به دام عنقاست

 

گفتمش ناوک مژگان تو بر جانم خورد

گفت آن را که دل و دین برود اینش سزاست

Posted by علی مرشدی زاد @ 13:17 |