تبليغاتX
.: سیاست و جامعه :.
ساموئل هانتینگتون درگذشت
یکشنبه هشتم دی 1387

ساموئل هانتینگتون (متولد ۱۸ آوریل ۱۹۲۷- درگذشته در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸) دانشمند سیاسی امریکایی است که به خاطر ارائه نظریه رویارویی تمدنها به شهرت رسید. شهرت آکادمیک وی پیش از آن به خاطر نظریات وی در باب رابطه میان ارتش و حکومت مدنی تحقیق وی در باب کودتا و تحلیل اخیر وی درباره تهدیدات به وجود آمده از مهاجرت بوده است.

هانتینگتون در شهر نیویورک متولد شد. وی در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه ییل مدرک کارشناسی گرفت در ارتش به خدمت پرداخت از دانشگاه شیکاگو مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت و از دانشگاه هاروارد موفق به دریافت مدرک دکتری شد و این دانشگاه جایی بود که وی در سن ۲۳سالگی تدریس در آن را آغاز کرده بود. وی از سال ۱۹۵۰ تا زمان مرگ خود عضو دپارتمان حکومت این دانشگاه بود. نخستین کتاب مهم وی سرباز ودولت: نظریه و سیاست روابط مدنی- نظامی نام داشت. که در زمان انتشار در سال ۱۹۵۷ بسیار بحث انگیز شد. اما امروزه آنکتاب به عنوان یکی از مهمترین کتابهای مربوط به رابطه نظامیان و غیر نظامیان شناخته می شود. وسدر دهه ۱۹۶۰ به خاطر انتشار کتاب سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی و به دلیل به چالش کشیدن نظریات عمده توسعه که مدعی بودند توسعه باعث دموکراسی خواهد شدبه اندیشمندی برجسته بدل شد. هانتینگتون به عنوان مشاور ارشد وزارت خارجه امریکادر سال ۱۹۶۸ ر مقاله ای مهم در مجله فارین افرز به حمایت از متمرکز ساختن جمعیت روستایی ویتنام به عنوان ابزاری برای منزوی ساختن ویت کنگها پرداخت. وی یکی از نویسندگان کتاب بحران دموکراسی: در باب حکومت پذیری دموکراسی ها بود. این کتاب گزارشی بود که در سال ۱۹۶۷ از سوی کمیته سه جانبه ارائه شد.وی طی سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ از سوی کاخ سفید به عنوان هماهنگ کننده برنامه ریزی امنیتی در شورای امنیت ملی حضور داشت.

هانتینگتون در دهه ۱۹۷۰ نظریه خود را به عنوان توصیه نامه ای برای تمامی دولتها اعم از دموکراتیک و دیکتاتوری ارائه کرد. او در سال ۱۹۷۲ با نمایندگان دولت مدیسی در برزیل ملاقات کرد و یک سال بعد گزارش خود را با عنوان «رویکردی به کاهش فشار سیاسی» منتشر کرد و در آن مقاله هشدار داد که آزادسازی بسیار سریع سیاسی می تواند مخاطره آمیز باشد و پیشنهاد داد که این آزادسازی به صورت تدریجی انجام شود و دولت حزبی نیرومندی همانند حزب انقلابی نهادی مکزیک این امر را عهده دار شود. برزیل بر اساس ایده وی پس از دوره ای طولانی در سال ۱۹۸۵ دموکراتیک شد.

هانتینگتون همواره از برزیل به عنوان یک موفقیت یاد می کرد. وی در سخنرانی خود در انجمن علوم سیاسی امریکا در سال ۱۹۸۸ به نقش خود در این فرایند دموکراتیزاسیون اشاره می کند و می افزاید که علوم سیاسی در ای فرایند نقشی معتدل ایفا کرد.

وی در سال ۱۹۹۳ با ارائه مقاله ای با عنوان «رویارویی تمدنها؟» در مجله فارین افرز موضوع بحث انگیزی را در عرصه روابط بین الملل مطرح کرد. توصیف وی درباره ژئوپولتیک بعد از جنگ سرد در مقابل دیدگاه پایان تاریخ مطرح شده از سوی فرانسیس فوکویاما قرار گرفت. هانتینگتون این مقاله را در سال ۱۹۹۶ در قالب کتابی با عنوان رویارویی تمدنها و بازسازی نظم نوین جهانی گسترش بخشید. این مقاله و کتاب این ایده را مطرح می کردند که به دلیل تفاوتهای فرهنگی (به جای ایدئولوژیک) منازعات زیادی در دوره بعد از جنگ سرد بروز خواهد کرد. جنگی که پیش از آن در دوره جنگ سرد احتمال می رفت بین بلوک سرمایه داری و بلوک کمونیست بروز کند اکنون احتمال دارد بین تمدنهای عمده جهان (غربی امریکای لاتین اسلامی چینی ارتدوکس هند ژاپنی و آفریقایی) بروز کند. منتقدان وی این نظریه را توجیهی برای اقدام امریکا علیه تمدنهای چین و اسلام قلمداد کردند.      

Posted by علی مرشدی زاد @ 23:23 |